عفو و گذشت چیست و چه آثاری در زندگی ما انسانها دارد؟

عفو و گذشت

عفو به معنی گذشت از گناه وخطای دیگری وخودداری از مجازات خطا کار وگناهکار می باشد. همه انسانها در زندگی دچار اشتباهات و خطاهایی می شوند و حتی ممکن است این اشتباهات در زندگی دیگران هم تاثیر بگذارد و به آسیب برساند، در اینجا چیزی که مهم است این است که فرد آسیب دیده ؛ از خطا و اشتباه فرد خطاکار بگذرد و در واقع او را ببخشد.

در حقیقت عفو و گذشت خطاهای دیگران، یکی از راههای رسیدن به بسیاری از کمالات ومقامات انسانی است . همچنین در آیات قرآن بیان شده است هر کسی که بخواهد مصداق عناوین بلند ومقامات والایی مانند نیکو کاری وشکیبایی وپرهیز گاری شود و محبت وگذشت الهی شامل حال او شود و بسیاری از بلاها ومصیبتها وگرفتاریها را رفع کند ودر نزد مردم بزرگ ومحبوب شود واز رحمت خاص خداوندی وعنوان محبوب وحبیب الهی بهره مند شود؛ باید گذشت داشته باشد .

عفو خداوندی و عفو مردمی

مصادیق کلی عفو و گذشت در قرآن به دو دسته اصلی عفو خداوندی و عفو مردمی تقسیم می شود.آیات ۵۱ و ۵۲ سوره بقره به فلسفه و علت عفو و گذشت از سوی خداوند اشاره دارد:
وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَىٰ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ ﴿٥١﴾
و [یاد کنید] زمانی که [برای نازل کردن تورات] چهل شب با موسی وعده گذاشتیم، سپس شما بعد از [غایب شدن] او گوساله را معبود خود گرفتید، در حالی که [به سبب این کار بسیار زشت] ستمکار بودید.

ثُمَّ عَفَوْنَا عَنْكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿٥٢﴾
سپس بعد از آن [کار زشت] از [گناه] شما درگذشتیم، تا سپاس گزاری کنید.

در حقیقت عفو از سوی خداوند برای ترغیب و تشویق بندگان به شکرگزاری و سپاس صورت می گیرد و خداوند با هدف ایجاد انگیزه های گرایش خلق به سوی خالق در مقام ربوبیت، از خطا و گناهان خلق می گذرد و آنها را می بخشد و با آن که بنده ،مستحق مجازات و تنبیه سریع دنیوی و یا اخروی است از او می گذرد و شخص را به گناه و خطایش نمی گیرد و این فلسفه عفو خداوندی است.
 اما فلسفه عفو مردمی که قرآن برای آن در نظر گرفته ؛ عبارت از دست یابی بندگان به تقوا و پرهیزگاری است. اگر به این فلسفه ای که قرآن برای عفو و گذشت مردم بیان می کند توجه دقیق و تأمل کامل شود به خوبی روشن می شود که یکی از کارکردهایی که انسان همواره به عنوان مومن به آن توجه دارد دست یابی به تقواست که از این راه به دست می آید؛ زیرا تقوا مهم ترین ابزار دست یابی انسان به بسیاری از کمالات انسانی و حتی دست یابی به مقام عبودیت ربوبی و ربوبیت عبودی است.

 

در حقیقت عفو از سوی خداوند برای ترغیب و تشویق بندگان به شکرگزاری و سپاس صورت می گیرد و خداوند با هدف ایجاد انگیزه های گرایش خلق به سوی خالق در مقام ربوبیت، از خطا و گناهان خلق می گذرد و آنها را می بخشد و با آن که بنده ،مستحق مجازات و تنبیه سریع دنیوی و یا اخروی است از او می گذرد

آیات قرآن درباره عفو و گذشت

همانطور که گفتیم بسیاری از آیات در قرآن کریم درباره عفو و گذشت امده و از انسانها خواسته شده که نسبت به هم گذشت داشته باشند.در ادامه اشاره ای به برخی از آنها می کنیم:

الَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّه یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ﴿134﴾ال عمران

همانان كه در فراخى و تنگى انفاق مى‏كنند و خشم خود را فرو مى‏برند و از مردم در مى‏گذرند و خداوند نكوكاران را دوست دارد.

وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَكَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ ﴿34﴾
وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ  ﴿35﴾ فصلت

و نیكى با بدى یكسان نیست [بدى را]با آنچه خود بهتر است دفع كن آنگاه كسى كه میان تو و میان او دشمنى است گویى دوستى یكدل مى‏گردد (34) و این [خصلت] را جز كسانى كه شكیبا بوده‏اند نمى‏یابند و آن را جز صاحب بهره‏اى بزرگ نخواهد یافت (35) .

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِنْ تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ: اى كسانى كه ایمان آورده‏‌اید در حقیقت برخى از همسران شما و فرزندان شما دشمن شمایند از آنان بر حذر باشید و اگر ببخشایید و درگذرید و بیامرزید به راستى خدا آمرزنده مهربان است» (تغابن: ۱۴)

ویژگی های عفو حقیقی

حقیقت عفو این است که انسان از شخص گناهکار چشم پوشی کند و او را ببخشد و ضرر و زیان و ناراحتی که از شخص گنهکار به او رسیده را از ته قلب ببخشد و به روی او نیاورد و او را به خوبی و نیکویی دعوت کند.

 عفو حقیقی ویژگی هایی دارد.اولین ویژگی آن این است که او توانایی و قدرت انتقام گرفتن را داشته باشدو اگر شخص به دلیل ضعف و ناتوانی از شخص بگذرد ، این عفو حقیقی نیست.

دومین ویژگی این عفو این است که عفو کننده در عین اینکه از خطای شخص گنکار می گذرد،او را دیگر سرزنش نکند، چون سرزنش ،ملامت و تندی یک نوع کیفر به حساب می آید.

 ویژگی سوم عفو حقیقی این است که فرد مومن علاوه بر اینکه از گناه و اشتباه شخص خطاکار می گذرد و او را سرزنش نمی کند، بدی او را با دعا و احسان پاسخ می دهد.خداوند در آیه ای از قرآ« خطاب به پیامبر می فرماید: “ادفع بالتی هی احسن” ( ازار و بدی ها را به آنچه نیکوتر است دفع کن ).

عفو و گذشت

آثار و کارکردهای گذشت

در آیات و روایات قرآنی فراوانی آثار و برکات عفو و گذشت بیان شده است که در ادامه برخی از آنها را اشاره می کنیم:
مقام صابران:

یکی از آثار عفو و گذشت این است که فرد با صبری که در مقابل این اقدامش کرده به مقام صابران می رسد.در واقع کسی که از حق و حقوق خود می‌گذرد و از گناه و خطا و بدهکاری و اشتباهات دیگران چشم می‌پوشد، به مقام صابران می‌رسد و از مواهب و آثار آن بهره‌مند می‌شود.

آیه 126 سوره نحل اشاره به این موضوع دارد:” وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ ۖ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْرٌ لِلصَّابِرِینَ ” و اگر به شما مسلمانان کسی عقوبت و ستمی رسانید شما باید به قدر آن در مقابل انتقام کشید (نه بیشتر) و اگر صبوری کنید البته برای صابران بهتر خواهد بود.

 مقام محسنان:
یکی دیگر از آثار عفو و گذشت این است که انسان را به مقام احسان و نیکو کاری می رساند. اهل عفو و گذشت، به مقام نیکوکاران و محسنان دست می یابند و از آثار این مقام در دنیا و آخرت بهره‌مند خواهد شد.

 آیه 134 سوره ال عمران به این موضوع اشاره دارد:” الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ ۗ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ” . آنهایی که از مال خود در حال وسعت و تنگدستی انفاق کنند و خشم خود فرونشانند و از (بدیِ) مردم درگذرند، و خدا دوستدار نکوکاران است.

همچنین آیه 13 سوره مائده: “فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِیثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیَةً ۖ یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ ۙ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ ۚ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىٰ خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِنْهُمْ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ ۚ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ”. پس چون پیمان شکستند، آنان را لعنت کردیم و دلهایشان سخت گردانیدیم (که موعظه در آن اثر نکرد)، کلمات خدا را از جای خود تغییر می‌دهند و از آن کلمات که به آن‌ها پند داده شد نصیب بزرگی را از دست دادند. و دائم بر خیانتکاری آن قوم مطلع می‌شوی جز قلیلی از ایشان (که با ایمان و نکوکارند)، پس تو از آنها درگذر و (کار بدشان را) عفو کن، که خدا نیکوکاران را دوست می‌دارد.

مقام متقین:
 از آثار عفو و گذشت و نادیده گرفتن و رها کردن حق و حقوق خود و احسان به دیگری در زندگی انسان این است که میتواند او را به مقام متقین و پرهیزگاران برساند.

 سوره بقره ایه 237 اشاره به این موضوع دارد و می فرماید: “وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِیضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلَّا أَنْ یَعْفُونَ أَوْ یَعْفُوَ الَّذِی بِیَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ ۚ وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۚ وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ” . و اگر زنها را قبل از مباشرت با آن‌ها طلاق دهید، در صورتی که بر آنان مهر مقرّر داشته‌اید بایستی نصف مهری را که تعیین شده به آنها بدهید مگر آنها خود گذشت کنند یا کسی که امر نکاح به دست اوست (مثل پدر یا جدّ) از آن حق در گذرند، و گذشت کردن به تقوا و خدا پرستی نزدیکتر است، و فضیلتهایی که در نیکویی به یکدیگر است فراموش مکنید، (و بدانید) که خداوند به هر کار (نیک و بد) شما بیناست.

 گاهی ممکن است فرد به شخص دیگری وامی داده باشد و بخاطر تنگدستی از آن می گذرد و آن را به آن شخص می بخشد.شخص باید بداند با عفو از ناتوان در پرداخت وام می‌تواند به خیر بسیار دست پیدا کند ؛ او در واقع به طور طبیعی از خیر خویش می‌گذرد تا به خیر الهی و برکت آن برسد.

 در حقیقت وقتی کسی خطای دیگری را می بخشد به این معناست که باید نسبته به کارهایی که باید انجام دهد و کارهایی که باید ترک کند؛ مراقب باشد . طوری که همواره مراقب است تا اعمال و کارهایی را انجام دهد که مورد رضایت خداوند است. اصولا هدف اصلی عبادت که هدف و فلسفه آفرینش انسان و جن است،رسیدن به مقام متقیان است. خداوند آیه 237 سوره بقره می فرماید چشم پوشی از حقوق راهی نزدیک‌تر به تقوا و  به دست آوردن آن است و انسان اگر بخواهد میانبر برود و به آسانی به آخرین هدف و غایت عبادت یعنی تقوا و مقام متقین برسد باید از خطاهای دیگران چشم پوشی کند و از در حقیقت راه عفو و گذشت به این مقام برسد.

کفاره گناه:

در واقع چشم پوشی از خطاهای دیگران و گذشت کردن، می تواند کفاره ی گناهان شخص عفو کننده باشد. در زندگی هیچ انسانی بدون خطا ،گناه و اشتباه نیست و انسان اگر بخواهد کفاره ی گناهانش را بدهد و گناهن او نادیده گرفته و بخشیده شود، باید عفو و گذشت داشته باشد. اگر انسان در شرایط سختی چون قصاص از حق خویش بگذرد و از جان قاتل در گذرد، چنین عفو و گذشتی ارزشمندتر است و کفاره گناهان خود عفو‌‌کننده می‌شود.

آیه 45 سوره مائده اشاره به این موضوع دارد: “وَكَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ ۚ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ ۚ وَمَنْ لَمْ یَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ “. و در تورات بر بنی اسرائیل حکم کردیم که نَفْس را در مقابل نَفْس قصاص کنید و چشم را مقابل چشم و بینی را به بینی و گوش را به گوش و دندان را به دندان، و هر زخمی را قصاص خواهد بود. پس هر گاه کسی حق قصاص را ببخشد (نیکی کرده و) کفاره (گناه) او خواهد شد، و هر کس به خلاف آنچه خدا فرستاده حکم کند چنین کس از ستمکاران خواهد بود.

 تَصَدَّقَ بِهِ به معنای کسی است که قصاص را عفو کند. پس عفو از قصاص را به سبب گناهان دیگرش مواخذه نمی‌کند و از او درمی‌گذرد؛ این بر اساس همان قاعده «ارحم ترحم؛ رحم کن تا رحم شوی» است.

تخفیف احکام:
خداوند بندگان خود را می بخشد و نسبت به آنها عفو الهی دارد و همین عفو الهی نسبت به مردم باعث شده است شدت احکام کاهش یابد و احکام آسان شود. یعنی اگر خداوند نسبت به مردم گذشت و عفو نداشت احکامی که بر آنان تکلیف می‌شد بسیار سخت‌تر و شدیدتر بود ؛ولی عفو خداوند موجب شد تا احکام تخفیف یابد.

 سوره نسا آیه 43 اشاره به این موضوع دارد:” یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَىٰ حَتَّىٰ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِی سَبِیلٍ حَتَّىٰ تَغْتَسِلُوا ۚ وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَىٰ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَیْدِیكُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا” . ای اهل ایمان، هرگز در حال مستی به نماز نیایید تا بدانید چه می‌گویید (و چه می‌کنید) و نه در حال جنابت (به مساجد آیید) مگر آنکه رهگذر باشید تا وقتی که غسل کنید. و اگر بیمار بودید یا آنکه در سفر باشید یا قضاء حاجتی دست داده باشد یا با زنان مباشرت کرده‌اید و آب برای تطهیر و غسل نیافتید پس به خاک پاک تیمم کنید، آن‌گاه صورت و دستها را (بدان) مسح کنید، که خدا بخشنده و آمرزنده است.

 همچنین آیه 101 سوره مائده آمده است :” یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْیَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِینَ یُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ”. ای اهل ایمان، هرگز از چیزهایی مپرسید که اگر فاش گردد شما را زشت و بد می‌آید و غمناک می‌کند، و اگر پرسش آن را به هنگام نزول آیات قرآن واگذارید برای شما (هر چه مصلحت است) آشکار می‌گردد. خدا از عقاب سؤالات بی‌جای شما درگذشت، و خدا بخشنده و بردبار است.

در این آیه خداوند علت این را که مردم را به پاره ای از احکام مکلف نساخته ، بیان کرده و تشریح می کند که این  امر پرتوی از عفو خداوند متعال نسبت به انسان‌ها بوده است.

خیر و برکت:

 یکی دیگر از آثار عفو و گذشت؛ خیر و برکتی است که در زندگی انسانها به وجود می آید.در آیه 128 سوره نسا خداوند عفو و گذشت در اختلافات خانوادگی را موجب خیر و برکت دانسته است. ” و اگر زنی بیم داشت که شوهرش با وی مخالفت و بد سلوکی کند یا از او دوری گزیند باکی نیست که هر دو تن به گونه‌ای به راه صلح و سازش باز آیند، که صلح به هر حال بهتر است، و نفوس را بخل و حرص فرا گرفته. و اگر (درباره یکدیگر) نیکویی کرده و پرهیزکار باشید، خدا به هر چه کنید آگاه است”؛ خداوند عفو و گذشت در اختلافات خانوادگی را موجب خیر و برکت دانسته است.

 همچنین گاهی ممکن است فرد به شخص دیگری وامی داده باشد و بخاطر تنگدستی از آن می گذرد و آن را به آن شخص می بخشد.شخص باید بداند با عفو از ناتوان در پرداخت وام می‌تواند به خیر بسیار دست پیدا کند ؛ او در واقع به طور طبیعی از خیر خویش می‌گذرد تا به خیر الهی و برکت آن برسد. در آیه 280 از سوره بقره اشاره شده است که ” و اگر (کسی که از او طلبکار هستید) تنگدست شود به او مهلت دهید تا توانگر گردد، و بخشیدن آن (به هنگام تنگدستی وی) به رسم صدقه، برای شما بهتر است اگر (به مصلحت خود) دانایید”.

در حقیقت یکی از روش‌های تشویق دیگران به عفو و گذشت از حق و حقوق خود، آگاهی‌بخشی نسبت به آثار و برکات این عمل احسانی و خداپسندانه است.

  در حقیقت انسان با گذشت از بدی های دیگری؛ مصیبت را از خود و دیگران دفع می کند و اجازه نمی دهد که خود و دیگران به مصیبتی گرفتار شوند. پس برای دفع مصیبت‌‌ها باید عفو کرد.

دفع بدی:
 یکی دیگر از آثار و برکات عفو و بخشش ، دفع بدی است. در حقیقت عفو و گذشت از گفتار و کردار زشت عمدی دیگران، موجب ادب شدن آنان و دور شدن آنها از بدی می‌شود.

یکی از راه های آموزشی و تربیتی برای ایجاد یک جامعه سالم و اخلاقی و همچنین پرهیز دادن دیگران از بدی و زشت‌کاری، ترک مقابله به مثل و رها کردن حق و حقوق خود و نادیده گرفتن آن است؛ زیرا وقتی مقابله به مثل می‌شود و فرد مانند شخص مقابل رفتار میکند، ممکن است دیگری همین روش را به عنوان اصل رفتار در جامعه و اجتماع تلقی کند و رفتار زشت خود را ادامه دهد، اما با عفو و گذشت طرف را شرمنده خود می‌سازد و این امکان فراهم می‌شود که او به زشت‌کاری و بدی خود ادامه ندهد و به این ترتیب بدی از فرد و جامعه دور می‌شود و سلامت اخلاقی و هنجاری در جامعه تقویت می شود و گسترش می‌یابد.

آیه 126 سوره نحل به این موضوع اشاره دارد: “وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْرٌ لِلصَّابِرِینَ” و اگر به شما مسلمانان کسی عقوبت و ستمی رسانید شما باید به قدر آن در مقابل انتقام کشید (نه بیشتر) و اگر صبوری کنید البته برای صابران بهتر خواهد بود.

مانع مصیبت:
گاهی هم بخشش و گذشت کردن مانع مصیبت می شود. عفو خدا از بسیاری از گناهان و خطاهای انسان‌ها، مانع بروز مصیبت‌های بیشتر بر آنان است.

 آیه 30 سوره شوری اشاره به این موضوع دارد:” وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَیْدِیكُمْ وَیَعْفُو عَنْ كَثِیرٍ”. و آنچه از رنج و مصائب به شما می‌رسد همه از دست (اعمال زشت) خود شماست در صورتی که خدا بسیاری از اعمال بد را عفو می‌کند.
 در حقیقت انسان با گذشت از بدی های دیگری؛ مصیبت را از خود و دیگران دفع می کند و اجازه نمی دهد که خود و دیگران به مصیبتی گرفتار شوند. پس برای دفع مصیبت‌‌ها باید عفو کرد.

آمرزش الهی:
یکی دیگر از آثار بخشش و گذشت، آمرزش الهی می باشد.یعنی کسی که عفو و گذشت داشته باشد و کریمانه از خطاهای دیگران در گذرد، با چنین کاری توانسته غفران الهی  را به سوی خود و جامعه‌اش ،جلب کند.

 آیه 22 سوره نور درباره این موضوع اشاره دارد:” وَلَا یَأْتَلِ أُولُو الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَالسَّعَةِ أَنْ یُؤْتُوا أُولِی الْقُرْبَىٰ وَالْمَسَاكِینَ وَالْمُهَاجِرِینَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ۖ وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا ۗ أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ”

و نباید صاحبان ثروت و نعمت از شما درباره خویشاوندان خود و در حق مسکینان و مهاجران راه خدا از بخشش و انفاق کوتاهی کنند، باید مؤمنان عفو و صفح پیشه کنند و از بدیها درگذرند، آیا دوست نمی‌دارید که خدا هم در حق شما مغفرت (و احسان) فرماید؟ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

 این آیه این موضوع را می رساند کسی که از خطا و اشتباه دیگران بگذرد و او را ببخشد، خداوند هم نسبت او از گناهانش می گذرد و او را مورد رحمت و غفران خود قرار می دهد.
 البته عفو و گذشت آثار فراوان دیگری مانند، شفاعت، بهشت، پاداش مضاعف ،همبستگی اجتماعی،طول عمر، عزتمندی،سروری و … دارد که هر کدام از اینها جای بحث و گفت گو دارد و ما در اینجا به همین چندتا اثر بسنده می کنیم.

سخن آخر :

 گذشت از اشتباهات و خطاهای دیگران در جایی ارزش و فضیلت دارد که تأثیرگذار باشد و شخص خطاکار از کرده خود پشیمان شود و از راه خطا برگشته باشد و هیچ اصراری بر انجام اعمال بد و خطای خود هم نداشته باشد. اما اگر گذشت، موجب گستاخی و جری‌تر شدن او شود و یا زیان‌های بیشتری را متوجه فرد و جامعه کند بویژه در رابطه با تبهکاران و جانیان سابقه‌دار که امیدی به اصلاح آنها نیست، گذشت در چنین شرایطی کاری حماقت‌آمیز و خلاف عقل و توصیه‌های دینی است و از آن نهی شده است.


این مطلب صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر شده و محتوای آن لزوما مورد تایید تبیان نیست .

نظر دهید

پاسخ دهید