چند دلیل برای اینکه وقت از طلا گرانبهاتر است! فارسی پایه هفتم

وقت طلاست

دلیل اینکه وقت از طلا گرانبهاتر است این است که با صرف وقت می توان طلا به دست آورد ولی زمان تلف شده را تنی توان با طلا خرید.  البته اشخاصی زیادی وجود دارند که وقت خود را بیهوده تلف می‌کنند، گویی قرنهای متمادی در این جهان زندگی خواهند کرد.

اگر پولشان گم شود ناراحت شده و در جستجوی آن از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند، ولی هیچ وقت از تلف شدن وقت خود پشیمان نمی شوند.

وقت، به معنای گذر روزها و شبهایی است که از برابر ما می‌گذرد و ممکن است بیهوده تلف شود. زیرا هر روزی که می‌گذرد زندگی کوتاه‌تر می‌شود و همچنان که می دانید قافله عمر بسرعت می‌گذرد و ما را به همراه خود به آستان مرگ می‌کشاند.

افسوس که ما از این حقیقت بی خبریم تا و بهار عمر سپری شده و به سرعت پیر می شویم. آن وقت در بازپسین ایّام حیات، هنگامی که آفتاب عمر نزدیک غروب رسیده، دمی به جای خود توقف می‌کنیم و حوادث گذشته را از ‌طفولیت تا به امروز مرور می کنیم و بر روی خرابه های آرزوهای خویش با حسرت می نگریم و افسوس وقت های از دست رفته را می خوریم، ولی دریغا که زمان گذشته و پشیمانی سودی ندارد.  

زندگانی چنان کوتاه است که هنوز چشم نگشوده باید از این سرای، رخت سفر ببندیم، با وجود این، یک ثلث اوقات خود را در خواب راحت می‌گذرانیم و دو ثلث دیگر را در خواب غفلت! پس می بایست روزگار زندگی را چنان بگذرانید که به هنگام مرگ دچار حسرت نشوید. این سخن عین حکمت است ولی کیست که آن را به کار بندد و دقایق عمر عزیز را بیهوده تلف نکند؟!

وقت طلاست

بزرگی گفت: دو چیز است که باز نمی‌گردد، روزی که از دست رفت و تیری که رها شده. بنابر این باید قدر روزها را بدانیم و آنها را بیهوده تلف نکنیم.

این که گفته می‌شود قدر وقت را بدانید و دقایق گرانبها را بیهوده از دست ندهید مقصود این نیست که دائماً در کوشش و اضطراب باشید و راحت و آرام را برخود حرام کنید. نه این هم غلط است.

اعتدال در تمام امور از خصیصه ی ‌عاقلان است و هر چیزی به جای خویش نیکوست. در موقع کار، کار و به هنگام راحتی،‌ استراحت.

نکته قابل اشاره این است که ساعاتی که در مصاحبت دوستان می‌گذرد یا برای گردش و ورزش و تفریحات سالم مصرف می‌شود در ردیف اوقات تلف شده نیست.

ورزش و تفریح هزاران فایده دارد که کوچکترین آن دفع ملالت کارهای روزانه است، بعلاوه ورزشهای سخت وسیله خوبی برای تربیت روح است و به کمک آن می‌توانیم بر هوسهای خود غالب شده، روح سرکش را تحت نفوذ خویش درآوریم.

همچنین خیلی‌ از افراد نداشتن وقت شکایت می‌کنند و می‌گویند که قسمت اعظم کارهایشان راکد مانده و فرصتی برای انجام آن به دست نمی‌آورند، باید توجه داشت که این ناشی از بی نظمی و برنامه ریزی نکردن در کارهاست و نباید آن را بهانه برای کمیِ وقت، قرارداد.

بعضی دیگر از کثرت کار اظهار ملالت می‌نمایند و اظهار می‌دارند که تراکم امور آنها را خسته و وامانده کرده است. اینان نیز به راه خطا می‌روند چون بیکار نشستن و دست روی دست گذاشتن، خستگی را رفع نمی‌کند بلکه انسان را خسته‌تر می‌کند.

برای رفع ملالت نباید از کار گریخت بلکه باید کارهای متنوّع را پیش گرفت. بدن هیچگاه از کار باز نمی‌ایستد. حتی موقعی که اعصاب ما، در ظاهر، از کار باز می‌ماند باز هم مغزمان بیدار است و کار می‌کند. اصولاً در قاموس انسانها واژه ی خستگی راه ندارد، دقت کنید ما از کارهای یکنواخت خسته می‌شویم و می‌خواهیم کار تازه‌ای داشته باشیم.

 

وقت طلاست

چرا وقت گرانبهاتر از طلا است؟

ارزش وقت را بسیاری از افراد هنوز به طلا تشبیه و قیمت گذاری می کنند. در صورتی که آن را باید با یک قطعه از شهاب سنگ هایی که به ندرت وارد جو زمین می شوند تشبیه کرد.

شهاب سنگ ها نمونه ی بارزی ازسرعت فوق العاده وهمچنین تمام شدن انرژی ذخیره شده در خود هستند. آن ها وقتی وارد جو زمین می گردند، به سرعت سرد می شوند. یعنی عمر مفیدشان همان به سرعت آمدن و گذشتن از لایه ی جو است.

اگر بخواهیم برای وقت هم از این تشبیه استفاده کنیم، باید بگوییم : زمان و وقت مثل شهاب سنگی است که به سرعت می آید و زود تمام و سرد می شود. برای هر موقعیتی هم فقط یک بارمی تواند اتفاق بیفتد. هیچ کس ندیده شهاب سنگی که به زمین می افتد، دوباره به آسمان برگردد.

این جهان ما روزها و شب ها و آدم های بسیاری را دیده. شاید اگر زبان گویا و قابل شنیدن داشت، به ما می گفت: تنها کسانی به بهبود اوضاع زمین، برای زیستن بهتر کمک نموده اند که از لحظه لحظه وقت شان استفاده کرده اند.

زمان رابطه ی تنگاتنگی با عمر بشر دارد. اگرآدم را به ظرف تشبیه کنیم، وقت و عمر، عصاره ی زندگی است، که ازآن بنوشی یا ننوشی، تمام می شود.افسوس که بسیاری ازما اوقات را به توفان ها و گرد بادها می سپاریم تا عصاره ی شیرین زندگی را به هدر بدهیم.

البته باید اذعان داشت استفاده از وقت هم مثل هر کاری احتیاج به دانش مرتبط با خودش را دارد. برای آگاهی از ارزشمند بودن وقت باید به ارزش هایی که باید وجود داشته باشند فکر کرد.

جالب است بدانیم همه ی موجودات به صورت غریزی ” وقت” بهترین استفاده را می برند. شاید احتیاج به مثال نباشد که بسیاری از ما دیده ایم که هر صبح پرندگان راهی دشت وصحراهای دور می شوند تا از وقت برای تامین نیازهای شان استفاده کنند.یا بسیار از موجودات دیگر.

ظاهرا فقط انسان است که بنابر اقتضای موجودیت اش، باید با اندیشه و شناخت از”وقت” که از طلا با ارزش تر است استفاده ی لازم را ببرد.

وقت طلاست

درس هشتم کتاب فارسی پایه هفتم

وقت طلاست: وقت به طلا تشبیه شده

زندگی همین لحظه هاست زندگی مجموعه ای از روزها و ماه هاست؛ اشاره دارد به سخنی از امام حسین علیه السلام که می فرمایند: ای فرزند آدم (ای انسان)، تو مجموعه ای از روزها هستی.

حضرت علی علیه السلام فرمودند: آن چه از دست رفت (زمان گذشته)، گذشته است و زمانی که نیامده (آینده)، کجاست؟ برخیز و فرصت میان دو نیستی(گذشته و آینده) را دریاب.

فرصت ها مثل گذشتن ابرها می گذرد، فرصت های خوب و عزیز را دریابید.

عمر حقیقی را، شناسنامه ما تعیین نمی کند: ارزش عمر ما به سنّ شناسنامه ای ما نیست بلکه به اندازه رفتارها و کارهای نیک ماست.

کار امروز را به فردا افکندن: کارها را برای روز بعد گذاشتن

از گذشته که دیگر رفته و تمام شده، حرفی نزن و از آینده ای هم که هنوز نیامده، نگران نباش و بی تابی نکن. لحظه های زندگیت را با نگرانی از آینده و پشیمانی از گذشته ها صرف نکن. زمان حال را دریاب (از زمان حال که در دسترست هست استفاده کن.) و عمرت را هدر نده .

خود ارزیابی درس هشت فارسی پایه هفتم

چرا می گویند: وقت از طلا گران بهاتر است؟
 زیرا با صرف وقت می توان طلا به دست آورد ولی دقایق تلف  شده را با طلا نمی توان خرید.

منظور از عمر حقیقی را شناسنامهٔ ما تعیین نمی کند، چیست؟     
عمر حقیقی آن است که انسان در جستجو و کسب علم باشد. کارهای مفید و سازنده ارائه دهد و با رفتارهای زیبا و کارهای بزرگ به مردم خدمت کند.

پیام اصلی درس چیست؟
بهره گیری از فرصت ها برای زندگی شاداب، رو به رشد، فعال و موفق.

چه کنیم تا از ساعات عمر بهتر استفاده کنیم؟
گفتگو کنید، با برنامه ریزی بهینه برای کلیه ساعات در جهت هدف مشخص می توان از ساعات عمر به بهترین نحو استفاده کرد.

دانش های زبانی و ادبی:

فعل ها را در این درس به دو دسته تقسیم کرده اند:
– فعل خاص
– فعل اسنادی

فعل های اسنادی عبارتند از: است، بود، شد، گشت، گردید.

فعل خاص فعلی است که انجام کاری را نشان می دهد. مانند: پخت ، که انجام پختن را نشان می دهد؛ و یا شسته بودند، که انجام کار شستن را نشان می دهد.


این مطلب صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر شده و محتوای آن لزوما مورد تایید تبیان نیست .

نظر دهید

پاسخ دهید