دلنوشته هایی برای شهدا به مناسبت روز مرد

13 رجب مصادف با سالروز تولد حضرت علی (ع) است که به یُمن زادروز مولای متقیان، این روز مبارک را روز پدر نامیده اند. حضرت علی (ع) در دامان نبی مکرم اسلام پرورش یافت بنابراین نمونه کاملی از انسانیت و اسوه و الگویی کامل برای مردان مسلمان است.

امام علی (ع) بهترین همسر برای دختر پیامبر و بهترین پدر برای فرزندانش بود. او فرزندانی نیکو تربیت کرد، فرزندانی که هر یک اسوه و الگویی والا برای مسلمین هستند. امام علی (ع) پدر مهربانی برای یتیمان بود و شبانه برای آنان طعام می برد.

زندگی و سیره حضرت علی (ع) آنقدر آموزنده است که هر مرد مسلمانی در جهان او را تحسین می کند و الگوی خود قرار می دهد. بنابراین انتخاب روز تولد اولین امام ما شیعیان به عنوان روز پدر بی دلیل نبوده است و در این روز شایسته است تمامی افراد از پدران خود برای تأمین معاش زندگی و نشان دادن راه و رسم زندگی تشکر و قدردانی کنند.

در این روز باید یادی کنیم از پدرانی که شهید شدند. روز میلا حضرت علی (ع)؛ روز پدر، یادآور جای خالی پدران شهید است.

در واقع روز مرد و روز پدر ؛روزی برای بزرگداشت مردان و پدران قهرمانی است که از جان و مال و همه ی وجود خود گذشتند؛ تا آسایش را برای مردم به وجود آوردند.این روز برای سپاس از مردانی است که عاشقانه به سوی مرزها رفتند و با اهدای خون پاک خود اجازه ندادند به ناموس مسلمانی  بی حرمتی شود.

مردانی که طعم پدر شدن را نچشیدند و نام پدر از زبان کودکان خود نشنیدند. پدرانی که آسایش و آرامش خود را فدای آرامش آیندگان کردند چرا که عمق عشق و اندیشه شان از عمق اقیانوس ها فراتر و بیشتر بود.

 امام علی (ع) بهترین همسر برای دختر پیامبر و بهترین پدر برای فرزندانش بود. او فرزندانی نیکو تربیت کرد، فرزندانی که هر یک اسوه و الگویی والا برای مسلمین هستند. امام علی (ع) پدر مهربانی برای یتیمان بود و شبانه برای آنان طعام می برد.

در روز میلاد حضرت علی و روز پدر هر کسی سعی می کند تا از پدرش به نوعی قدردانی کند و برای او هدیه ای می خرد تا  بتواند گوشه ای از زحمات او را جبران کند؛ اما فرزندان شهدا از این نعمت محروم هستند و هر سال با رسیدن روز پدر غمی سنگین بر دلشان می نشیند و حسرت سال ها انتظار و فقدان پدرانی که هیچ وقت بودنشان را تجربه نکرده اند بر دلشان می ماند.

در ادامه اشاره ای به دلنوشته هایی برای این مردان شجاع  و قهرمان می کنیم تا برای لحظه ای هم که شده با فرزندان این شهدا همراه باشیم:

بوی تو از خاک برمی خیزد!!!

و با یاکریم ها به پرواز در می آید!!!

روز پدر نزدیک است دلبرکم!!!

تکان های دستم را ببین…

بوی تو پر می کشد تا من…

بوی تو دست می شود،حلقه بر گردنم….

بوی تو لب می شود،می خندد!!!

بوسه می شود بر پیشانی ام…

چشم می شود،اخم می کند به بی قراری ام…

بوی تو،بوی تو،بوی تو دلتنگم می کند…

بغض که می شوم،پر می کشی

و تنهایی آغاز می شود!!!

هر روز من بی تو پنج شنبه است،دلبرکم!!!

تکان های شانه ام را ببین…

*******

یک دختر و آرزوی لبخند که نیست

یک مرد پر از کوه دماوند که نیست

یک مادر گریان که به دختر می گفت

بابای تو زنده است… و هر چند که نیست.

روز مرد و روز پدر بر همه شهدا مبارک!

******

راحت نوشتیم بابا نان داد

بی آنکه بدانیم

بابا برای نان تمام جوانی اش را داد

به یاد باباهایی که پیشمون نیستند

***

 

در تقــویـمِ من

روزِ مَـرد

روزی بود

که پـدر

از جنـگ [برگشت]

اما…

جوری که

در جیـب جا میشد

و بر گـردن

آویـزان….

****

پـدر واژه ی بـزرگی سـت…

ایـن روزها هـمه در تـکاپـوی روز پـدر ؛

کـودکی غـریبانه بـا تـمام آرزوهـایـش وداع می کند…

امـسال آرامـتر جـشن بـگیرید…

بـعضی ها بـی بابا شده اند

تـا سـایه پـدرانمان روی سـرمـان بـاشد…

*****

روز مرد نداشتند

لیکن روزها را مردانه ساختند

تنها جورابشان سوراخ نبود

که پیکری سوراخ شده از گلوله و ترکش داشتند

به یاد مردان بزرگ سرزمینمان…

روز مردان بی ادعا گرامی باد

******

واژه واژه را کنار هم میچینم، اما واژه ها هم کم آورده اند . باید جمله ها رسول باشند اما نمی دانم چرا جمله ها سکوت کرده اند ؟! صفحه ام سیاه شد از جمله های ساکت پر واژه ، دفترم سنگین شد از صفحه های سیاه…!

بابایی روزت مبارک….

*****

می گویند پدرم فاتح بود،فاتح سوسنگرد .می گویند در میدان نبرد چون شیر خدا می جنگید و در میدان دعا و راز و نیاز زاهدی بود که ساعت ها سر بر سجاده می گذاشت .می گویند غیر از خدا از هیچ چیز نمیترسید ،شجاع بود و دلاور.می گویند قدم های محکم و آرامی داشت ،نشان دار بی نشان بود طالب شهرت نبود .می گویند به من خیلی علاقه داشت ،ولی وابسته نبود .دل به دنیا نمی داد ،عاشق بود ،عاشق اسمان .می گویند رفت که من در شام غریبان بنشینم تا بزم دیگران روشن بماند

پدر آسمانی ام روزت مبارک

*****

دِلـَت که هوای بابا را بکند

دیـگر نـه کـربـلا مـی خواهی نـه عـاشـورا

فقط چـشمانـت خـرابـه شـام مـی بـیـند

و دخـتـری کـه آرام بـابـا را نـاز مـی کـرد

 

بابای خوبم روزت مبارک

*****

می خواهند از تو بگویم ،از تویی که ندیدمت .می خواهند از تو بنویسم ،از تویی که نشناختمت .تویی که وقتی کوچک بودم و طعم زیبای خوابهای رویایی را میچشیدم، مانند پرستویی عاشق درتابستانی دل انگیز که همه چیز سر از خاک در اورده بود، کوچ کردی و سر بر خاک نهادی .چه بگویم ؟چه خاکی؟چه سر نهادنی؟نه !مانند پرستویی عاشق کوچ کردی به شهر آرزوها ،کوچ کردی به شهری که آرزویش را داشتی .

به شهری که همه کوچه های آن رنگ و بوی شما را داشت .به شهری که هر چه در آن بودعشق بود و شور.نور بود و نور .آخر می گویند که همیشه در به در به دنبال نشانی این شهر بودی.شهری که روی نقشه نمی توانی پیدایش کنی ،برای همین در مناجاتت نوشتی.((خدایا !همه جا در به در به دنبال تو می گردم و می دانم که با شهادت به تو خواهم رسید))

*******

سراپا وسعت دریا گرفتند

همان مردان که در دل جا گرفتند

تمام خاطرات سبزشان ماند

به بام آسمان مأوا گرفتند

به دوش ما چه ماند ای دل، که وقتی

خدا را شاهدی تنها گرفتند

چه شد ای دل، که در این راه رفته‏

جواز وصل را بی ما گرفتند

مگر مردان غریبی میپسندند

غریبانه ره دریا گرفتند!

 

روز مرد مبارک باد

*****

پدر کودک رو بغل کرد و تو آغوش گرفت.

کودک هم می خواست پدر رو بلند کنه ولی نتونست. با خود گفت:حتماً چند سال بعد می تونم.

بیست سال بعد پسر تونست پدر را بلند کنه. پدر سبک بود.

به سبکی یک پلاک و چند تکه استخوان…

روز مرد بر تمام شهدای راه حق مبارک

***

 

ای شهیدان، عشق مدیون شماست

هرچه ما داریم از خون شماست

ای شقایق ها و ای آلاله ها

دیدگانم دشت مفتون شماست …

 

روز پدر مبارک

****

با خنده ای که عکس تو در بر گرفته است

دیوار خانه چهره ی دیگر گرفته است

بعد از تو برق شور و شعف را هجوم اشک

از چشم های خسته ی مادر گرفته است

بی شک شبیه کوچه ی ما، کوچه های عرش

از نام پر شکوه تو زیور گرفته است

حالا منم، کنار تو، اینجا که پر زدی

اینجا که خاک، بوی کبوتر گرفته است

ای انعکاس دست علی! برق ذوالفقار!

افلاک، پشت نام تو سنگر گرفته است

اینجا، نماز چلچله ها رو به دست توست

دستی که رنگ غیرت حیدر گرفته است

چشمان من همیشه همین جا کنار توست

اینجا که خاک، بوی کبوتر گرفته است…

پدرم روزت مبارک

****

دل خوشانِ شادیِ روز پدر / های مردم اندکی آرام تر
بغض دارد دختری اینجا به لب / گَشته بابایش شهیدِ در حلب
نیست بابا در کنارش روز عشق / رفته بابایش سفر شهر دمشق
اندکی آرام تر شادی کنید / از شهیدان حرم یادی کنید
های مردم یادی از آن ها کنید / یاد آن بگذشته از جان ها کنید
یادتان می آید ای مردم ز عشق / از علمداران زینب در دمشق
های مردم یاری زینب کنید / روزتان را با شهیدان شب کنید
ای مدافع ها حرم را در دمشق / عیدتان باشد مبارک اهل عشق
روز میلاد امیر المومنین / بر شما تبریک علمداران دین
ای شبستان ولایت را قمر / کلنا عباس زینب ها به سر

رخت عباسی زینب کرده بر / بر شما فرخنده این روز پدر

****

قسمت هایی از دلنوشته فرزند شهید مدافع حرم قاسم تیموری:

پدر عزیزم، روزگاریست که غم نبودنت چون آفتاب دم غروب سخت دلتنگم نموده است. چه صبح ها که با یادت از خواب بر می خیزم و چه شب ها که با اندوه نبودنت به خواب می روم و من آخرین نگاهت، آن صورت مهربان با لبخندی بر لبان را که برای خداحافظی آمده بودی، بر لوح دلم ثبت کردم، آن روز نورانیت چهره ات حکایتی دیگر داشت… شوق پرواز، پر کشیدن تا کوی دوست، رسیدن به بارگاه معشوق در چشمانت موج می زد، همچون پرنده ای سبکبال که تاب ایستادن و ماندن ندارد. همیشه می گفتی خوشا به حال همرزمان شهیدم، چه سعادتی نصیبشان شد و قطره اشک گوشه چشمانت معنای ناب زندگی را برایم تداعی کرد.

یادم هست که به من گفتی؛ زینبم آمده ام که بروم، برای دفاع از حریم حضرت زینب (سلام الله علیها) و اسلام

می روم، تو را به خدا می سپارم و از تو می خواهم در سنگر علم یاریگر من و مدافعان حرم باشی.

پدر عزیزم تو به وظیفه سرخ خویش عمل کردی، اینک وظیفه دختر و دخترانت هست که در سنگر دانش و حجاب پا برجاتر از همیشه، محافظ انقلاب اسلامی و آرمان هایش باشند؛ آرمان هایی که با خون سرخ شهیدان، مقدس و آسمانی گشته است.

دل نوشته ی دیگر از فرزند شهید در روز پدر :

هر سال روز پدر که میشود تردید میکنم که به رسم همه شاخه گلی بگیرم و روی یک جعبه شیرینی بنشانم و صبح علی الطلوع کنار مزاری که مزین به پرچم ایران است بنشینم و از ناودان چشم باران اشک ببارم و بشورم همه دلتنگی های غبار گرفته را.

یا اینکه به حرف دلم گوش کنم و روبروی مادرم بنشینم و باران بوسه هایم را نثار دستهایش کنم.

روز پدر برای من یاد آور رنجهای زنی است که سالها درد فراق را تحمل کرد و دم برنیاورد. به اخم جراحتهای روزگار خندید تا غنچه هایش در دشت های افتخار برویند و گل بدهند.

زنی که تابوت پیچیده در پرچم سه رنگ را بوسید تا آب در دل بچه هایش تکان نخورد.

زنی که فراموش شد ولی فراموش نکرد مرام مرد آسمانی اش را.

من پدرم را دوست دارم. ولی مادرم را بیشتر که صبوری کرد تا نام و یاد پدرم در کوران حوادث زندگی گم نشود

زن آسمانی ، روز مرد بر تو مبارک

******


این مطلب صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر شده و محتوای آن لزوما مورد تایید تبیان نیست .

نظر دهید

پاسخ دهید